" مرد بی پایان حقوق "
احمد صفاییفر
استاد دانشگاه
دانشگاه تهران سالیانی دراز، حضوری چنین بزرگ از استادان و دانشجویان درسوگ و بزرگداشت استادی بلندمرتبه و ارجمند به خود ندیده است، بسیارانی که موی در دانشوری و آموزگاری حقوق سپید کرده بودند، اینک تمام قامت در برابر شرافت مردی که با شکوهی تمام آرمیده است، به رسم ادب ایستادهاند تا مرد اول حقوق ایران را برای سفری ابدی مشایعت کنند.
دکتر امیرناصر کاتوزیان نخستین نامی بود که بر گوش جان نخستین گروه دانشجویان پس از انقلاب که به دانشگاه تهران پا نهاده بودند، نشست؛ استادی نامور که به سابقه حضور نداشتن در مراسم دریافت نشان علمی از دست ملوکانه، در اعتراض به رفتار ستمکارانه شاه با مصدق شهره بود، همان اعتراضی که محرومیت وی از بورسیه اعطایی دانشگاههای خارجی را در پی داشت.
دانشکده حقوق گرچه با ما، دانشجویان از راه رسیده انقلابی ، مهربان بود، اما برای استاد فصل جدیدی از مشکلات را به همراه داشت، استاد که در انتخابات با رأی استادان و دانشجویان به ریاست دانشکده حقوق انتخاب شد، اما یک سال بعد به نشانه اعتراض به برخی رفتارها استعفا کرد و متعاقباً هم حکم انفصال دائم از خدمات دولتی را دریافت و بیش از 11 سال خانهنشین شد. بدین ترتیب جامعه حقوقدانان کشور بیش از یک دهه پهلوان یگانه خود را از دست داده بود، اما این جبر ناگزیر، فرصتی برای وی فراهم ساخت تا به تألیف بزرگترین و اثرگذارترین مجموعه کتب مرجع در موضوعات حقوق خصوصی و سایر رشتهها همت بگمارد. میوه شیرین این خانهنشینی، تألیف 43 جلد کتاب و صدها مقاله علمی مانند فلسفه حقوق، گامی به سوی عدالت، آزادی اندیشه و بیان و عقود معین بود که بازنشر بعضی از آنها اکنون به نوبت چهلم رسیده است، تسلط بر ارکان فقه شیعی و حقوق عرفی و نیز مهارت مؤثر وی بر ادبیات عرب و زبانهای فرانسه و انگلیسی، از وی دانشمندی کم نظیر و حقوقدانی بیمانند ساخته بود تا آنچه از استادان سلف خویش: دکتر محمود شهابی، شیخ محمد سنگلجی و سید حسن امامی آموخته بود، با دانش مبتنی بر حقوق عرفی روز درآمیزد و تأسیساتی نوین و نهادههایی بدیع در حقوق ایران بنیاد کند، در افکندن موضوعات جدید در سپهر دانش حقوق و درمیان نهادن روشهای خلاف عادت، در استنتاجهای حقوقی که پیشینیان اعم از فقها و حقوقدانان متعرض آنها نشده و اساساً ورود نکردهاند و جهیدن از روزمرگی تدریس مألوف دانشگاهی و بال گشودن بر قلههای دانشوری و تحقیق، از وی استادی بیبدیل و مرجعی بینظیر ساخته بود که بندرت کتابی حقوقی به تألیف درآمد که از مرجعیت کتب و مقالات استاد بی بهره مانده باشد. استاد، شعر ابوحنیفه، ادیب و فقیه مسلمان را همواره برای دانشجویان خویش زمزمه میکرد: از چهار «واو» پرهیز کن: وکالت، ودیعه، وصایت و وقوف. او وکالت را نه یک شغل خصوصی که امانت ملی میدانست و همواره در اندیشه تدوین و ترویج «اخلاق وکالت» بود. استاد کاتوزیان با دارا بودن فضیلتهای علمی و اخلاقی فراوان، هیچ گاه به آنچه بود و نوشت، رضایت نداشت و همواره داستان نقاش و مجسمهساز بزرگ ایتالیایی «میکل آنژ» را تکرار میکرد که: وقتی تندیس «پتیا» را ساخت، در برابر تحسین جهانیان گریست، زیرا میدانست هنرمند، آنگاه که از خود راضی گشت، به پایان رسیده است.
روزنامه ایران شنبه 15 شهریور 1393 شماره 5736 صفحه 23
http://www.iran-newspaper.com/?nid=5736&pid=23&type=0
این وبلاگ را ازآنرو فراهم آوردم تا آنچه تا کنون در حوزه حقوق و سیاست نگاشته ام بیم فراموش شدنش را دارم یا گمان دارم آن متاع ناچیزی که طی سالیان به نقد جوانی در بازار سیاست دانشگاه و مطبوعات بدست آورده ام دانشجویان این سرزمین کهن را به کار آید.